امروز احتمالاً آخرین کاری که با پلیس پیشگیری داشتیم انجام شد . یارو اولش بهمون گفت که جلسه دارم و باید برم . فردا بیایید کاراتونو بکنم ! منم قاطی کردم صدامو بردم بالا . اونم به مرور کارمونو انجام داد و بعدش رفت . ولی خیلی کم طول کشید کارش ! خب نمیتونستی بدون دردسر کارتو سریع انجام بدی ؟ مرض داری مگه ؟ چرا اذیتمون میکنی ؟! خلاصه گفت فردا برم بهداری . آخرشم از دستم ناراحت بود و فقد با بابام حرف میزد و به اون نگاه میکرد . ( من فقد بهش میگفتم که خسته شدم از بس رفتم و اومدم . که البته درک هم نکرد خداروشکر 🥲😂 . )
خلاصه فردا خودم باید برم بهداری . هرچند که نامه به بهداری کلن اشتباه بود و یه جای دیگه باید به بهداری نامه میزد . اینجا کارمو یکم راحت کرد و مجبور نیستم از یه جای دیگه نامه بزنم . به هر حال ممکنه بهداری این نامه رو قبول نکنه . نمیدونم .