انیمه attack on titan منو یاد زندگی امروز انسان ها میندازه .
داخل انیمه : تایتان هارو تا مدت زیادی هیچ انسان ندیده بود و بیرون از دیوار ها تا حد زیادی ناشناخته بود . / فقط قسمت کوچیکی از دنیارو اون انسان ها دیده بودن . / چیز های بی ارزشی مثل نمک ، کمیاب بود . / هرکس یه نظر درمورد دنیای بیرون از دیوار ها میداد ولی متفق النظر نبودن . / بعد از ساخت دیوار ها ، بعد از یه مدتی ، دنیای بیرون دیوار ها توسط پادشاه از ذهن مردم پاک شد و مردم به دنیای کوچولوشون عادت کردن .
دنیای واقعی : انسان ها مدت ها قبل ، در کنار جن ها زندگی میکردن . / جن ها خودشون رو با عناوین مختلف نشون میدادن و هرکس یه شکلی از اونها رو میدید . / انسان ها از معنویت دور نبودن و در کنار تلاششون ، دعا میکردن و قرآن میخوندن و نتیجهٔ خیلی بهتری نسبت به ما میگرفتن در برآورده شدن دعاهاشون . ( چون خدارو باور داشتن . ) / به مرور ذهن انسان ها توسط پیشرفت تکنولوژی از معنویت پاک شد و انسان ها یادشون رفت که بیرون از مرز های دنیای کوچیکی که میبینیمش ، چه دنیای بزرگی داریم که پر از موجودات مختلفه . از جن و ملائکه بگیر تا موجودات ناشناختهٔ دیگه . / طبق روایات ، گروه های به شدت بزرگی از انسان ها در قسمتهای بزرگی از کیهان زندگی میکنن که ما حتی نمیدونیم وجود دارن . ما حتی نمیدونیم که چقدر عقبیم ! نمیدونیم که داره سرمون کلاه میره ! علم ما نسبت به کل علمِ موجود در جهان خیلی کوچیکه ، درست مثل نسبت علم مردم پشت دیوار ها در اتک آن تایتان به علم مردم «مارلیا» .
احیاناً نویسنده به مشابه این چیزا فکر نمیکرده ؟