سه شنبه نهم اردیبهشت ۱۴۰۴ 19:32

روانپزشک هیچ کمکی نکرد و حرفی نزد جز اینکه گفت باید زودتر میرفتی تصفیه حساب میکردی :) . من خیلی حرفم طول کشید و همش داشتم مراحل بی نتیجهٔ معافیت رو میگفتم . وقتی اونجا بودم خیلی حالم بد نبود . روون حرف میزدم و انگار طوریم نبود . وقتی اومدم بیرون از ساختمون ، یکم دلم گرفت که دکتر هیچ کمکی از دستش بر نیومد . حتی بیمم تموم شده بود و دکتر دارو هامو آزاد نوشت 🥲😂 . عملاً هیچ غلطی نکردم ، درست مثل اتفاقات چند وقت اخیر که انجام دادم و هیچ نتیجه ای نداد .

ممکنه پام گیر باشه بخاطر مشکلات سربازی . ممکنه نذارن دانشگاه برم . ولی من با اینکه میدونم قراره به هیچ جا نرسم ، می‌خوام تا جایی که زورم میرسه نتیجه خوبی از کنکور ها و نهایی های امسال بگیرم . می‌خوام به خودم نشون بدم که اگر زندگیم تباه شد ، حداقل مشکل از من نبود . مشکل از درک نشدنم بود ، که تازه همونم خوب کنترل کردم و توی کنکور نتیجه گرفتم .

هنوز هیچی نخوندم برا امروز . دو ساعت میخونم امروز رو .

پ.ن : هیچی نخوندم .

Mr.M
About Me
Dim Star
سلام ،
اینجا جاییه که درمورد زندگیِ خصوصیم می‌نویسم و درمورد روزای آرامش بخش و یا تاریکم با خودم و شما حرف میزنم .
Archive
News
Links
Authors
Other

قالب طراحی شده توسط:

پینک تم